تبليغاتX
انجمن نقد كتاب یاران اندیشه لنجان Image and video hosting by TinyPic
 
بازديدتان از اين وبلاگ را گرامي مي دارد.
 

مي گويند سرانه مطالعه در كشور 2 دقيقه است! البته من نمي دانم اين آمار بر اساس يك مطالعه علمي و دقيق است يا اينكه نه، يك حساب سرانگشتي است! باز هم نمي دانم كه در اين پژوهش (اگر پژوهشي انجام شده) منظور از مطالعه دقيقا چه بوده؟ مثلا مطالعات درسي را هم به حساب آورده اند يا روزنامه خواندن و يا مرور صفحات اينترنت (كه اتفاقا بعضا مي توان مطالب خيلي خوبي براي آموختن در آنها پيدا كرد) هم مشمول واژه مطالعه و به عبارتي اين آمار خجالت آور مي شود يا نه؟

 

نمي دانم ولي هرچه مي كنم نمي توانم بين اين دو دقيقه و خيل جمعيتي كه در ايام نمايشگاه توي غرفه ها موج مي زند، يا اين جماعتي كه هروقت از خيابان انقلاب مي گذري مي بيني كه از اين كتابفروشي به آن كتابفروشي مي روند، يا همين نمايشگاه هاي كوچكي كه بعضا سر بعضي از چهارراهها داخل يك چادر كتاب عرضه مي كنند و هميشه جلوي پيشخوانشان يك عده ايستاده اند و مشغول مرور كتابها هستند؛ ارتباط منطقي برقرار كنم.

 

هرچند يك زماني گفته بودم كه جمعيت قابل ملاحظه اي از اينها بيشتر دنبال كتابهاي درسي و بدتر از آن كمك درسي هستند ولي زياد هم نمي توان به اين نگاه تكيه كرد.

 

 وقتي ايستاده اي و داري كتابها را تماشا مي كني، توي كتابفروشي ها، نمايشگاه يا حتي پاي بساط اين دستفروش هايي كه مقابل دانشگاه كتابهاي دست دوم مي فرشند، اطرافت را كه نگاه كني مي بيني كه اين آدمها ديگر از سن و سالشان گذشته كه دنبال كتاب درسي و كمك درسي باشند و كتاب خريدنشان هيچ الزام خاصي ندارد. از طرفي ناشران ِ شبه كتابها (كتابي كه آدم را بزرگ نكند) مشخص است و مشتريهايشان هم.

 

 

 

دارم كتابهايي را كه از نمايشگاه خريده ام در قفسه كتابهايم جا مي دهم! كه چشمم مي افتد به چند كتابي كه پيش تر خريده ام و هنوز نخوانده ام. راستش اصلا فراموششان كرده بودم! يكدفعه احساس مي كنم انگار مي توانم ارتباطي بين اين دو دقيقه و آن خيل جمعيت برقرار كنم!

 

حرص و ولع خاصي به جمع آوري و ارضاء حس مالكيت در خيلي از ما ايراني ها به طرز عجيبي وجود دارد. اين جمع آوري ها و انباشتن ها يك جورهايي انگار دلمان را قرص مي كند و قوت قلبمان مي دهد. گاهي حتي صرفا خريد يك كتاب نهايت دغدغه مان مي شود. انگار داشتن آن در قفسه كتابهاي شخصي مان، مثل اين است كه آن را خوانده ايم! گاهي هم بي خوابي كه به سرمان مي زند، چند صفحه اي كتاب مي خوانيم كه بخوابيم! اما به قول بزرگي مگر آدم كتاب مي خواند كه بخوابد يا بايد كتاب بخوانيم كه بيدار شويم؟

 

فرهنگ مطالعه در جامعه ما رشد نكرده اين را قبول كنيم. البته آن دو دقيقه را زياد قبول ندارم اما ما بيشتر كتاب خَر هستيم تا كتاب خوان! نه اينكه نخواهيم بخوانيم، همه مان متفق القول بر اين عقيده ايم كه "مشغله هاي زندگي مگر فرصتي براي مطالعه مي گذارد؟"

 

اما آيا واقعا مشكل ما مشغله هاي زندگي است؟ ما بين اين مشغله ها خيلي كارهاي ديگر هم مي كنيم كه واقعا جزء مشغله هايمان نيست ولي حاضريم برايشان وقت بگذاريم. من فكر مي كنم مشكل، عدم وجود احساس نياز به خواندن است.

 

احساس نياز است كه آدمها را مجبور مي كند براي رفع آن نياز اقدام كنند و تا وقتي اين نياز احساس نشود، طبيعي است كه عكس العمل قابل ملاحظه اي هم وجود نخواهد داشت. منظورم از "مجبور كردن" در اينجا، يك اجبار و نيروي بيروني نيست، مثل دانشجوياني كه براي گرفتن نمره گاها كتاب مي خوانند! بلكه اجبار و احساس ِ نيازي است كه انسان در درون خودش بدون حضور يك نيروي خارجي احساس كند. احساس نياز به دانستن، و خواندن براي بيشتر و بيشتر دانستن.

 

خيلي ها بر اين باورند كه برگزاري نمايشگاه هاي كتاب مي تواند به عنوان راهكاري براي علاقمند شدن مردم به مطالعه به كار رود. اما به نظر من كتاب خوان كردن مردم به اين سادگي و با اجراي كارهاي نمايشي و مقطعي ميسر نمي شود. نمايشگاه كتاب شايد بتواند مردم را به كتاب خريدن ترغيب كند اما نمي تواند از آنها كتاب خوان بسازد.

 

فرهنگ سازي اتفاقي نيست كه به اين سادگي محقق شود. براي فرهنگ سازي نياز است كه نسلي با آن فرهنگ پرورش يابند تا در جامعه نهادينه گردد.

 

مهترين نهادي كه مي تواند و اين قدرت را دارد كه منجر به اين اتفاق در جامعه شود، آموزش و پروش است. نظام آموزش تك كتابي، نياز دانش آموز را در زمينه كتاب خواندن با همان كتابي كه به دستش مي دهد، رفع مي كند و كودك اگر خانواده كتابخواني نداشته باشد، كه معمولا اينگونه است، كم كم استعداد مطالعه كردن را از دست خواهد داد، بدون اينكه اين استعداد فرصت شكوفا شدن داشته باشد.

اصل مطلب را دراینجابخوانید 

  نوشته شده در  87/02/08ساعت 6:6  توسط دبير انجمن  | 

 کتاب تازه رامین جهانبگلو مجموعه ای از نوشته هایی است که گفته می شود آن ها را در زندان نوشته است. او در این کتاب که اواخر سال گذشته راهی بازار کتاب شد و کماکان یکی از کتاب های پرفروش بازار کتاب ایران است، به تاملی دوباره در مفاهیمی مهم مانند حقیقت و زندگی و اخلاق و معنویت و پرداخته است.

بر روی جلد این کتاب که "ذهن زمستانی" نام دارد و اشاره ای است به سخن پلوتارک، عنوان فرعی "تاملاتی درباره زندگی در جهانی ناپایدار" درج شده است.

 نظریه حکومت قانون

نمی توان از کنار کتاب "نظریه حکومت قانون در ایران" از سیدجواد طباطبایی بی اعتنا عبور کرد که یکی از کتاب های پرفروش این روزهای بازار کتاب ایران است.

"نظریه حکومت قانون در ایران" دومین کتاب از دومین بخش مجموعه "تاملی درباره ایران" است که با انتشار کتاب " دیباچه ای بر نظریه انحطاط ایران" آغاز شد. آخرین کتاب از این مجموعه "مکتب تبریز" بود و این مجموعه ظاهرا هنوز ادامه دارد.

سیدجواد طباطبایی از معدود پژوهشگران ایرانی است که اگرچه در سلک دین داران و یا سنت گرایان به حساب نمی آید، اما بی التفاتی به سنت و تقلید صرف از یافته های متفکران اروپایی یکی از نقدهای او به روشنفکران ایرانی است.

جواد طباطبایی در کتاب تازه اش بر خلاف کتاب های قبلی اش مقدمه تند و تیزی در نقد روشنفکران ایرانی ننوشته است، اما در لابلای نوشته های این کتاب نیز می توان صدای نقد او را به روشنفکران سکولار و دینی زمانه شنید و گوشه و کنایه اش را دید. این کتاب را نشر ستوده تبریز در ۷۳۰ صفحه راهی بازار کرده است.

حدیث عشق جانان ....

عباس کیارستمی فیلمساز مشهور ایرانی نیز این روزها در بازار کتاب ایران، یک کتاب پرفروش دارد با نام "سعدی از دست خویشتن فریاد". او که با انتشار کتاب "حافظ به روایت کیارستمی" با واکنش های زیادی مواجه شد، همان طور که پیش تر گفته بود به سراغ سعدی رفته و روایتش را از غزلیات سعدی در اختیار مخاطبان قرار داده است. کتاب تازه کیارستمی اگرچه به اندازه کتاب قبلی اش با واکنش روبرو نشد و به اندازه حافظ سر و صدا نکرد، اما باز هم با استقبال رو به رو شده است.

او این بار در نحوه کارش تغییراتی داده است که مهم ترین تغییر در عنوان کتاب است که قبلا به روایت کیارستمی جزء عنوان بود و مورد نقد برخی منتقدان نیز واقع شد.

دومین تغییر نیز ترتیب الفبایی شعرهای انتخابی است بر اساس حرف آخر مصرع یا بیت انتخابی، در حالی که در حافظ ترتیب موضوعی بود.او در حافظ یک مصرع را انتخاب و به صورت شکسته نوشته بود، اما در سعدی گاهی بیت و گاهی مصرع مبنا قرار گرفته است و آن جا که فقط مصرع را انتخاب کرده است، مصرع قبل یا بعدش را نیز به صورت وارونه آورده است. او در این کتاب نیز به روال حافظ، از بیت یا مصرع های دلخواه خود مجموعه ای گرد آورده است و هر یک ازآن ها را در صفحه جداگانه ای نوشته است.
این کتاب را انتشارات نیلوفر در
۶۲۰ صفحه منتشر کرده است.

 

 

  نوشته شده در  87/02/07ساعت 6:38  توسط دبير انجمن  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM