بازديدتان از اين وبلاگ را گرامي مي دارد. |
« زندگی کوتاه است» ، یک نوشتهى پست مدرن است. یکی از مشخصههای اصلی ادبیات پست مدرن، میل به وارونه جلوه دادن و تحریف تاریخ است؛ کاری که یاستین گوردر در این رمان به خوبی با بازی کردن با زندگی آگوستین و نامهای جعلی و خیالی که ظاهرا معشوقهی او برایش نوشته، از عهدهی آن برآمده است.« زندگی کوتاه است» ، یک متن پست مدرن است؛ شاید به این دلیل که میل شدیدی به تحریف و به بازی گرفتن تاریخ دارد. یاستین گوردر ( اسلو - ۱۹۵۲ ) مدعی است که هنگامی که در سال ۹۵ از نمایشگاه کتاب بوئنوسآیرس دیدن میکرده، به او پیشنهاد میشود که ساعتی را به گردش در بازار دستفروشان سانت تلمو اختصاص دهد. گوردر میپذیرد و بعد از مدتی گردش در بازار به یک مغازهی کوچک عتیقهفروشی میرسد و در میان چند کتاب خطی چشمش به جعبهی قرمزی میافتد. هنگامی که جعبه را باز میکند با کاغذهای دستنویس بسیار قدیمیای برخورد میکند که به یک نامه طولانی شباهت دارند.
"نوشتهها حتما قدیمی بود، خیلی قدیمی. به علاوه، فورا متوجه شدم که مطالب به زبان لاتین نوشته شده است. جملهای با حروف بزرگ، جداگانه در یک سطر آمده بود:
“Floria Aemilia Aurelio Episcopo Hipponiensi Saluten”
"درود فلوریا آمیلیا بر ایرلیو آگوستین، اسقف اعظم هیپو"
گوردر، با اعترافات قدیس آگوستین ( ۳۵۴ - ۴۳۰ میلادی ) کشیش بزرگ کاتولیک، آشناست و پیش از این آنها را مطالعه کرده است. به همین دلیل به شدت کنجکاو میشود که "کدام زنی به خود اجازه داده است که نامهای چنین طولانی به او بنویسد ؟"
گوردر میداند که آگوستین مدتی با یک زن زندگی کرده است، اما پژوهندگان زندگی او به غیر از مطالب اندکی که خود آگوستین در اعترافاتش نوشته، اطلاعات بیشتری درباره این زن و زندگی مشترک چندین سالهاش با آگوستین ندارند.
به همین دلیل تصمیم میگیرد که هر طور شده این جعبه را مالک شود و نهایتا با قیمت دوازده هزار پزو این جعبه را از فروشنده که گویی چندان اطلاع دقیقی از محتویات آن ندارد، میخرد.گوردر اعتقاد دارد که این نامه اصل است: "بسیار ساده و منطقی به نظر میرسد که تصور کنیم این نوشته از دوران آگوستین بر جای مانده است. هم ظاهر کلمات و هم سبک نگارش جملات، مشابه جملات مجموعهی قوانین روم باستان است. گذشته از آن، میتوان این نظر را در تداخل احساسات شهوانی فلوریا و عکس العملهای مذهبی سالوسانهی او به وضوح مشاهده کرد."
ادامه کتاب، ترجمه نامه فلوریا در ده فصل است. فلوریا در این نامهی طولانی به یادآوری خاطرات زندگی مشترک دوازده ساله خود با آگوستین که حاصل آن یک فرزند پسر به نام آدئوداتوس است، میپردازد.
فلوریا و آگوستین مدتها زندگی عاشقانه و زیبایی با هم داشتهاند، اما پس از مدتی آگوستین، آنچنان در الهیات و خداپرستی غرق میشود که هرگونه لذت بردن از زندگی را گناه میداند؛ از رابطه داشتن با یک زن گرفته تا حتی غذا خوردن و بوییدن یک گل، به نظر آگوستین گناهانی بزرگ هستند که انسان را از رسیدن به خدا دور میکنند.
فلوریا در نامهی طولانیاش، عقاید آگوستین را به مضحکه میگیرد و به نقد آنچه او در اعترافات ده جلدیاش آورده میپردازد. آگوستین در اعترافاتش آگاهانه از پرداختن به زندگی مشترکشان طفره رفته و هرگز نامی از فلوریا نیاورده است وبه ذکر کوتاهی از "زنی که مدتی را با او سپری کرده" اکتفا کرده است.
مادر آگوستین، یعنی مونیکا نیز نقش پر رنگی در جدایی آگوستین و فلوریا داشته است. آگوستین و فلوریا به طور رسمی ازدواج نکردهاند و مونیکا معتقد است که آگوستین باید از فلوریا جدا شود و به طور رسمی با دختری که او برایش در نظر گرفته ازدواج کند.در واقع، آنچه که فلوریا در نامهاش آورده، نمایانگر آگوستین حقیقی است، نه آن آگوستینی که پشت خرقهی زهد و ریاضت پنهان شده و هم اکنون اسقف اعظم هیپو است.
فلوریا، روابط عاشقانه و روزگاری را که ایندو با هم بودهاند و اعمالی که آگوستین پیش از گم شدن در به ظاهر مذهب و الهیات انجام میداده، به او یادآوری میکند و از او میخواهد که در گذشتهاش تامل کند.
یاستین گوردر، آنچنان در نوشتن این نامه و کمک گرفتن از عوامل بیرونی مثل پانوشتها و باور پذیر جلوه دادن قصهای که در ابتدای کتاب درباره نحوه به دست آوردن این دست نوشته ها سرهم کرده، موفق است که خواننده واقعا میپذیرد که این نامهای حقیقی است که معشوقهی آگوستین به او نوشته است!
دقیقا به همین دلیل است که من معتقدم « زندگی کوتاه است» ، یک نوشتهى پست مدرن است. یکی از مشخصههای اصلی ادبیات پست مدرن، میل به وارونه جلوه دادن و تحریف تاریخ است؛ کاری که یاستین گوردر در این رمان به خوبی با بازی کردن با زندگی آگوستین و نامهای جعلی و خیالی که ظاهرا معشوقهی او برایش نوشته، از عهدهی آن برآمده است.
گوردر در انتهای کتاب،اشاره میکند که نمیداند که این نامه به دست آگوستین رسیده است یانه ؟ و ادعا میکند که این نامه را به کتابخانه واتیکان تحویل داده است!باز هم باور نمیکنید که چنین نامهای هرگز وجود نداشته است ؟!!!
نوشته ف جاوید
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|