تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic انجمن نقد كتاب یاران اندیشه لنجان چهارشنبه 15/12/86ساعت 3.5تا5.5عصر در فرهنگسرای شهرداری زرین شهرباب تربیت کتاب گلستان سعدی نقد می گردد.! "


انجمن نقد كتاب یاران اندیشه لنجان


بازديدتان از اين وبلاگ را گرامي مي دارد.


















........معرفي هفتمين كتاب براي نقد درانجمن

زندگي كوتاه است

هفتمين كتاب كه براي نقد در انجمن انتخاب شده "زندگي كوتاه است‌" نوشته يوستين گوردر باترجمه اي از گُلي امامي نام دارد كه چاپ ششم آن در131 صفحه توسط نشر فرزان با قيمت 2250تومان به مشتاقان كتاب عرضه شده است .

"زندگی کوتاه است" ترجمة نامه ای است که گوردر ادعا میکند زمانی که برای شرکت در نمایشگاهی در آرژانتین اقامت داشته، از فروشگاهی که کتاب های عتیقه می فروخته، خریده است. نامه را زنی به نام فلوریا خطاب به آگوستین قدیس – اسقف هیپو – نوشته. فلوریا، معشوقة چندین سالة آگوستین قدیس بود. اگوستین، پس از تصمیمش به ترک دنیا و تعمید یافتن، فلوریا را هم ترک می کند.
کتاب، ترجمة نامه ای است از زنی به ظاهر ناچیز به مردی ظاهراً بزرگ. به بزرگی سنت آگوستین ، شاید بزرگترین فیلسوف قرون وسطی
.

نقد اين كتاب درتاريخ چهارشنبه 30 مرداد 1387 ازساعت 4:30 عصر درسالن شهرداري سده لنجان برگزار مي شود .  علاقه مندان براي عزيمت به محل جلسه راس ساعت 4 بعد از ظهر درفرهنگسراي شهرداري زرين شهر حضور يابند .


نوشته شده در 87/04/20 ساعت 1:22 توسط دبير انجمن
| موضوع مطلب ( كتابهاي معرفي شده براي نقد )| لینک ثابت [ ]


.........کتابخوانی ما ایرانیان

مي گويند سرانه مطالعه در كشور 2 دقيقه است! البته من نمي دانم اين آمار بر اساس يك مطالعه علمي و دقيق است يا اينكه نه، يك حساب سرانگشتي است! باز هم نمي دانم كه در اين پژوهش (اگر پژوهشي انجام شده) منظور از مطالعه دقيقا چه بوده؟ مثلا مطالعات درسي را هم به حساب آورده اند يا روزنامه خواندن و يا مرور صفحات اينترنت (كه اتفاقا بعضا مي توان مطالب خيلي خوبي براي آموختن در آنها پيدا كرد) هم مشمول واژه مطالعه و به عبارتي اين آمار خجالت آور مي شود يا نه؟

 

نمي دانم ولي هرچه مي كنم نمي توانم بين اين دو دقيقه و خيل جمعيتي كه در ايام نمايشگاه توي غرفه ها موج مي زند، يا اين جماعتي كه هروقت از خيابان انقلاب مي گذري مي بيني كه از اين كتابفروشي به آن كتابفروشي مي روند، يا همين نمايشگاه هاي كوچكي كه بعضا سر بعضي از چهارراهها داخل يك چادر كتاب عرضه مي كنند و هميشه جلوي پيشخوانشان يك عده ايستاده اند و مشغول مرور كتابها هستند؛ ارتباط منطقي برقرار كنم.

 

هرچند يك زماني گفته بودم كه جمعيت قابل ملاحظه اي از اينها بيشتر دنبال كتابهاي درسي و بدتر از آن كمك درسي هستند ولي زياد هم نمي توان به اين نگاه تكيه كرد.

 

 وقتي ايستاده اي و داري كتابها را تماشا مي كني، توي كتابفروشي ها، نمايشگاه يا حتي پاي بساط اين دستفروش هايي كه مقابل دانشگاه كتابهاي دست دوم مي فرشند، اطرافت را كه نگاه كني مي بيني كه اين آدمها ديگر از سن و سالشان گذشته كه دنبال كتاب درسي و كمك درسي باشند و كتاب خريدنشان هيچ الزام خاصي ندارد. از طرفي ناشران ِ شبه كتابها (كتابي كه آدم را بزرگ نكند) مشخص است و مشتريهايشان هم.

 

 

 

دارم كتابهايي را كه از نمايشگاه خريده ام در قفسه كتابهايم جا مي دهم! كه چشمم مي افتد به چند كتابي كه پيش تر خريده ام و هنوز نخوانده ام. راستش اصلا فراموششان كرده بودم! يكدفعه احساس مي كنم انگار مي توانم ارتباطي بين اين دو دقيقه و آن خيل جمعيت برقرار كنم!

 

حرص و ولع خاصي به جمع آوري و ارضاء حس مالكيت در خيلي از ما ايراني ها به طرز عجيبي وجود دارد. اين جمع آوري ها و انباشتن ها يك جورهايي انگار دلمان را قرص مي كند و قوت قلبمان مي دهد. گاهي حتي صرفا خريد يك كتاب نهايت دغدغه مان مي شود. انگار داشتن آن در قفسه كتابهاي شخصي مان، مثل اين است كه آن را خوانده ايم! گاهي هم بي خوابي كه به سرمان مي زند، چند صفحه اي كتاب مي خوانيم كه بخوابيم! اما به قول بزرگي مگر آدم كتاب مي خواند كه بخوابد يا بايد كتاب بخوانيم كه بيدار شويم؟

 

فرهنگ مطالعه در جامعه ما رشد نكرده اين را قبول كنيم. البته آن دو دقيقه را زياد قبول ندارم اما ما بيشتر كتاب خَر هستيم تا كتاب خوان! نه اينكه نخواهيم بخوانيم، همه مان متفق القول بر اين عقيده ايم كه "مشغله هاي زندگي مگر فرصتي براي مطالعه مي گذارد؟"

 

اما آيا واقعا مشكل ما مشغله هاي زندگي است؟ ما بين اين مشغله ها خيلي كارهاي ديگر هم مي كنيم كه واقعا جزء مشغله هايمان نيست ولي حاضريم برايشان وقت بگذاريم. من فكر مي كنم مشكل، عدم وجود احساس نياز به خواندن است.

 

احساس نياز است كه آدمها را مجبور مي كند براي رفع آن نياز اقدام كنند و تا وقتي اين نياز احساس نشود، طبيعي است كه عكس العمل قابل ملاحظه اي هم وجود نخواهد داشت. منظورم از "مجبور كردن" در اينجا، يك اجبار و نيروي بيروني نيست، مثل دانشجوياني كه براي گرفتن نمره گاها كتاب مي خوانند! بلكه اجبار و احساس ِ نيازي است كه انسان در درون خودش بدون حضور يك نيروي خارجي احساس كند. احساس نياز به دانستن، و خواندن براي بيشتر و بيشتر دانستن.

 

خيلي ها بر اين باورند كه برگزاري نمايشگاه هاي كتاب مي تواند به عنوان راهكاري براي علاقمند شدن مردم به مطالعه به كار رود. اما به نظر من كتاب خوان كردن مردم به اين سادگي و با اجراي كارهاي نمايشي و مقطعي ميسر نمي شود. نمايشگاه كتاب شايد بتواند مردم را به كتاب خريدن ترغيب كند اما نمي تواند از آنها كتاب خوان بسازد.

 

فرهنگ سازي اتفاقي نيست كه به اين سادگي محقق شود. براي فرهنگ سازي نياز است كه نسلي با آن فرهنگ پرورش يابند تا در جامعه نهادينه گردد.

 

مهترين نهادي كه مي تواند و اين قدرت را دارد كه منجر به اين اتفاق در جامعه شود، آموزش و پروش است. نظام آموزش تك كتابي، نياز دانش آموز را در زمينه كتاب خواندن با همان كتابي كه به دستش مي دهد، رفع مي كند و كودك اگر خانواده كتابخواني نداشته باشد، كه معمولا اينگونه است، كم كم استعداد مطالعه كردن را از دست خواهد داد، بدون اينكه اين استعداد فرصت شكوفا شدن داشته باشد.

اصل مطلب را دراینجابخوانید 


نوشته شده در 87/02/08 ساعت 6:6 توسط دبير انجمن
| موضوع مطلب ( کتاب و کتابخوانی در ایران )| لینک ثابت [ ]


.......سه کتاب تازه در بازار نشر

 کتاب تازه رامین جهانبگلو مجموعه ای از نوشته هایی است که گفته می شود آن ها را در زندان نوشته است. او در این کتاب که اواخر سال گذشته راهی بازار کتاب شد و کماکان یکی از کتاب های پرفروش بازار کتاب ایران است، به تاملی دوباره در مفاهیمی مهم مانند حقیقت و زندگی و اخلاق و معنویت و پرداخته است.

بر روی جلد این کتاب که "ذهن زمستانی" نام دارد و اشاره ای است به سخن پلوتارک، عنوان فرعی "تاملاتی درباره زندگی در جهانی ناپایدار" درج شده است.

 نظریه حکومت قانون

نمی توان از کنار کتاب "نظریه حکومت قانون در ایران" از سیدجواد طباطبایی بی اعتنا عبور کرد که یکی از کتاب های پرفروش این روزهای بازار کتاب ایران است.

"نظریه حکومت قانون در ایران" دومین کتاب از دومین بخش مجموعه "تاملی درباره ایران" است که با انتشار کتاب " دیباچه ای بر نظریه انحطاط ایران" آغاز شد. آخرین کتاب از این مجموعه "مکتب تبریز" بود و این مجموعه ظاهرا هنوز ادامه دارد.

سیدجواد طباطبایی از معدود پژوهشگران ایرانی است که اگرچه در سلک دین داران و یا سنت گرایان به حساب نمی آید، اما بی التفاتی به سنت و تقلید صرف از یافته های متفکران اروپایی یکی از نقدهای او به روشنفکران ایرانی است.

جواد طباطبایی در کتاب تازه اش بر خلاف کتاب های قبلی اش مقدمه تند و تیزی در نقد روشنفکران ایرانی ننوشته است، اما در لابلای نوشته های این کتاب نیز می توان صدای نقد او را به روشنفکران سکولار و دینی زمانه شنید و گوشه و کنایه اش را دید. این کتاب را نشر ستوده تبریز در ۷۳۰ صفحه راهی بازار کرده است.

حدیث عشق جانان ....

عباس کیارستمی فیلمساز مشهور ایرانی نیز این روزها در بازار کتاب ایران، یک کتاب پرفروش دارد با نام "سعدی از دست خویشتن فریاد". او که با انتشار کتاب "حافظ به روایت کیارستمی" با واکنش های زیادی مواجه شد، همان طور که پیش تر گفته بود به سراغ سعدی رفته و روایتش را از غزلیات سعدی در اختیار مخاطبان قرار داده است. کتاب تازه کیارستمی اگرچه به اندازه کتاب قبلی اش با واکنش روبرو نشد و به اندازه حافظ سر و صدا نکرد، اما باز هم با استقبال رو به رو شده است.

او این بار در نحوه کارش تغییراتی داده است که مهم ترین تغییر در عنوان کتاب است که قبلا به روایت کیارستمی جزء عنوان بود و مورد نقد برخی منتقدان نیز واقع شد.

دومین تغییر نیز ترتیب الفبایی شعرهای انتخابی است بر اساس حرف آخر مصرع یا بیت انتخابی، در حالی که در حافظ ترتیب موضوعی بود.او در حافظ یک مصرع را انتخاب و به صورت شکسته نوشته بود، اما در سعدی گاهی بیت و گاهی مصرع مبنا قرار گرفته است و آن جا که فقط مصرع را انتخاب کرده است، مصرع قبل یا بعدش را نیز به صورت وارونه آورده است. او در این کتاب نیز به روال حافظ، از بیت یا مصرع های دلخواه خود مجموعه ای گرد آورده است و هر یک ازآن ها را در صفحه جداگانه ای نوشته است.
این کتاب را انتشارات نیلوفر در
۶۲۰ صفحه منتشر کرده است.

 

 


نوشته شده در 87/02/07 ساعت 6:38 توسط دبير انجمن
| موضوع مطلب ( کتاب و کتابخوانی در ایران )| لینک ثابت [ ]


........سال 1387 سال گلستان سعدی

 

بنیاد سعدی شناسی سال 1387 را به نام  گلستان سعدی نامگذاری نموده است.گلستان سعدی بی گمان در ردیف شاهکارهای ادبیات کلاسیک جهان قرار دارد. بنا بر این شناخت بیش از پیش سعدی شیرین سخن و آثار شیوا و نغز او لزومی بایسته دارد.اگر شاهنامه سند هویت و شناسنامه یکایک ایرانیان است؛اگر مثنوی حکمت حکومت است و اگر پنج گنج حکیم نظامی و دیوان حافظ و اشعار خیام و سایر صاحبدلان عرصه ادب و هنر این مرزو بوم روح افزای دانشجویان و دانش پژوهان ماست؛بی شک گلستان سعدی الگویی کامل و فراگیر برای پویندگان حکمت و اندیشه و جویندگان رستگاری و راستی است.

گلستان با گل های رنگارنگش چشم هر صاحب دلی را خیره می کند و سایه سارش ارامشگهی است که در آن مکان دلکش، تفکر و خرد ورزی کنیم.امروز نیاز به نوشتن در باره سعدی و اثارش از این جهت در خور اهتمام است که آموزه های ناب ان برای فرونشاندن عطش نسل جوان بیش از اندازه کارآمد است.مفاخر ما از سالیان پیش به این سو شناخته شده اند.کمتر کسی را می توان یافت که اهل خرد و صاحب وجدان باشد و تراوش های فکری نویسندگان و شاعران گذشته ی این خاک را نستاید.اگر پیش از این اجحافی در حق ان بزرگان می شد امروزه دنیای خرد به این نتیجه رسیده که گلواژه های فرزندان ایران را زینت مجامع جهانی کند.

در باب نگارش گلستان و تقدم بوستان بر آن روایتی به شرح زیر منقول است که سعدی بوستان را نگاشت و به سعد بن زنگی تقدیم داشت.برخی از مردم بر او خرده هایی گرفتند که منجر به سرودن دفاعیه هایی شد که در یکی از آنها گفت

مرا طبع این گونه خواهان نبود

سر مدحت پادشاهان نبود

 

و سعدی قصد اعتکاف و گوشه نشینی می کند که خانواده و دوستانش او را به آفرینش اثری دیگر ترغیب می نمایند که پس از گرداوری و نگارش ,هم اثری جهانگیر می شود و هم نام سعدی شیرازی را جهانگیر می کند.

شاید برداشتهای مااز گلستان با انچه مردم روزگار سعدی از آن برداشت می کرده اند دیگرگون باشد اما وجه اشتراکی به نام شیوایی و تنوع درکلام و بیان و ریشه دار بودن کلام بین برداشتهای ما و مردم روزگار سعدی موجود است.شاید مردم پسند بودن گلستان،زبان و شخصیتهایش و خیلی از چشم اندازها و دلایلی دیگر وجود دارد که گلستان را این گونه مردم پسند و دلنشین نموده است و شاید یکی از دلایل این امر به جهانگرد بودن سعدی برگردد و تجربه ها و مشاهداتی که زبان و کلام سعدی را تحت تاثیر قرار داده است.

 

به هر حال هر باب گلستان سعدی؛دری به سوی کمال،معرفت و حکمت و تربیت روحی و جسمی است.سعدی جامعه شناس که برون گراست و نامجهز به فنون احصا و امار و نیز گمانه زنی های افکار عمومی امروزین،وقتی شناخته می شود که واژه واژه و حرف به حرف گلستان را بکاویم و هدف شیخ اجل را از نصیحه الملوک و به کار بردن باب،سطور،واژگان؛فصل و ....بدانیم و بشناسیم.اعجوبه ی بی بدیلی که کس به مانند او سخن نگفت و کتابی ننوشت و هرکس به میدان تقلید اورفته شکست خورده است.

سعدی شیرین گفتار در نصیحه الملوک(رساله ی پنجم)فرض کلام الملوک ملوک الکلام را رد کرده و می گوید:"سخن اندیشیده و معنی دار باید گفت........"و در این رساله نزدیک به 97اندرز به پادشاه می دهد که در میان انها"نهی جهانگشایی"و "مزیت جهانداری"بهترین هاست.یه شاه می گوید:"تو بر جای انانی که رفتند و کسانی که خواهند امد،پس وجودی میان دو عدم"و در مراثی خود بارها و یارها در معنای این مصراع که "جهان بر آب نهاده است و زندگی بر باد "داد سخن در می دهد.پس او را می شود جامعه شناسی دلسوز و متعهد و بیدار یافت که در صدد اصلاح حاکمیت است.

غیرت دینی؛عشق،ازادگی و به ویژه پایبندی به آموزه های دینی و آیینی و اخلاقی،از مهمترین مولفه های سخن سعدی بزرگ است....و چه بی انصافند آنهایی که گفتند سعدی آثار خود را از "سعدیه"شاعر یهودی سرقت نموده و نگاشته است!!!

سخن گفتن از گلستان و سعدی بیدار و روشن دل مقالی گسترده تر از این مجال و دانشی فراتر از بضاعت این کمترین می طلبد که امید است هواداران و اساتید زبان فارسی در این زمینه بکوشند و بجوشند و نوشتاری تمام تر و شیواتر و پخته تر فراهم آورند.

اردیبهشت 87 .سید مهران موسوی(م.آشنا)

 


نوشته شده در 87/02/05 ساعت 23:18 توسط دبير انجمن
| موضوع مطلب ( چکیده جلسات نقد )| لینک ثابت [ ]


............دو دقیقه مطالعه هر ایرانی در 24ساعت

طبق اعلام رئیس سازمان کتابخانه ملی ایران، هر شهروند ایرانی در شبانه‌روز تنها دو دقیقه از وقت خود را به خواندن کتاب اختصاص می‌دهد.

این در حالی است که آمار‌های رسمی در ایران، از باسواد بودن بیش از ۸۵ درصد از جمعیت این کشور حکایت می‌کند.

به‌گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، علی‌اکبر اشعری روز گذشته در حاشیه همایش سراسری مسئولان شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در مشهد گفت: «در صورتی که مطالعه کتاب‌های درسی را هم در نظر بگیریم، سرانه مطالعه در ایران به حدود شش دقیقه در شبانه روز می‌رسد.»

 


نوشته شده در 87/02/05 ساعت 6:56 توسط دبير انجمن
| موضوع مطلب ( اخبار )| لینک ثابت [ ]


........جوانان امروز ایران و مطالعه‌ی ادبیات

ادبیات شاخص ملی و تمدنی هر کشور محسوب می‌شود و دانش فرهنگی و اجتماعی شهروندان هر جامعه‌ای، به مدد آن قابل سنجش است. آثار ادبی در جهان امروز، رتبه‌های دوم تا چهارم مطالعه را دارد و فرصتی برای مرور پرسش‌هایی است که انسان امروز در هیاهوی آنها، سر در گریبان مانده است. وجه مشترک جوانان در مطالعه، میل به شناخت مسایل و مجهولات شخص خود است. مطالعه‌ی آثار ادبی امروزه یکی از شاخص‌های توسعه‌پذیری فرهنگی به حساب می‌آید.

در فرهنگ عمومی ما ایرانیان مطالعه ذیل برنامه‌های اوقات فراغت آمده و به تبع، مطالعه‌ی آثار ادبی صورتی تفننی می‌یابد. تلقی‌های بسیاری در این زمینه وجود دارد: برخی جوانان را در حال گریز از فرهنگ و ادبیات بومی می‌دانند و برخی، با اندکی تسامح، این طبقه‌ی سنی را به خاطر درگیر بودنش با واقعیت‌های پیش روی زندگی، از مطالعه معاف می‌دانند. اما سهم جوانان امروز ایران از مطالعه‌ی آثار ادبی چیست؟

آمارها می‌گویند: 1288 کتابخانه مناطق شهری و 312 کتابخانه در روستاها با 16 میلیون جلد کتاب، تنها یک میلیون نفر عضو دارند. متراژ سرانه‌ی فضای کتابخانه‌ای به ازای هر صد نفر یک متر مربع است. 

جمعیت باسواد کشور طی سال‌های 1335 تا 1385 بیش از پنج و نیم برابر شده است. سهم مردان از این افزایش حدود چهار برابر و زنان بیش از ده برابر است. میزان باسوادی در مناطق شهری 93/88 درصد (19/92 درصد برای مردان و 55/85 درصد برای زنان) و در مناطق روستایی 09/75 درصد (12/81 درصد برای مردان و 89/67 درصد برای زنان) است. اکنون حدود 70 درصد جمعیت ایران زیر 35 سال سن دارند، یعنی ایران کشور جوانی است. 

 ادامه مطلب را ببینید

 

ادامه مطلب


نوشته شده در 87/02/04 ساعت 7:14 توسط دبير انجمن
| موضوع مطلب ( اخبار )| لینک ثابت [ ]